تبليغاتX
گنجهای معنوی - چلچراغ دانایی

یا حسین  علیه السلام"منــــــــــــــــــــــــــــاظره"

امام صادق (ع) میفرمایند:هنگامی که هشام من و پدرم را به شام تبعید کرده بود،روزی به میدان شهر رفتیم. جمعیت زیادی در انجا دیدیم.پدرم از یک نفر پرسید:"اینها چهه گسانی هستند و چرا در اینجا جمع شده اند؟" پاسخ داد :"اینها،کشیشهای مسیحی هستند که هر سال ،در چنین روزی به اینجا می آیند. آنگاه به زیارت راهب پیری که معبدش بالای آن کوه است میروند و پرسش های خودشان را از او می پرسند.

پدرم ، امام باقر (ع) هم سر و روی خود را با پارچه ای پوشاند تا شناخته نشود.سپس همراه مردم نزد زاهب پیر رفتیم و در گوشه ای نشستیم ،وقتی راهب آمد و در جایگاه خود نشست ، نگاهی به جمعیت انداخت،همه را زیر نظر گرفت و همین که چشمش به پدرم افتارد ،رو به ایشان کرد و پرسید: از ما هستی یا مسلمانی ؟ پاسخ شنید : مسلمان هستم. راهب پرسید :از دانشمندان هستی یا از نادانان ؟!پدرم پاسخ داد :از نادانان نیستم ! راهب بار دیگر پرسید :حالا من از تو سوال کنم ، یا تو از من سوال میکنی ؟پدرم فرمود: توبپرس! راهب با شگفتی زیاد رو به مسیحیان حاضر در آنجا کرد و گفت: براستی عجیب است که مردی از امت محمد  اینگونه با صراحت و جرات سخن می گوید.راهب آنگاه نفس عمیقی کشید و افزود: حالا گوش کنید تا پرسش هایی برایش طرح کنم. به دنبال این سخن ،راهب رو پدرم کرد و پرسید: بگو ببینم کدام ساعت است که نه از شب به شمار میرود و نه از روز ؟ امام (ع) بی درنگ پاسخ داد : میان طلوع فجر و طلوع خورشید.  راهب دوباره پرسید: این که میگویند اهل بهشت علی رغم خوردن و آشامیدن ادرار و مدفوع ندارند ،آیا در دنیا نظیری دارد ؟ پدر ،پاسخ داد : بله ، از کودکان در رحم مادر  ، چیزی دفع نمی شود. راهب با حرکت سر ،سخن پدرم را تصدیق کرد و با تعجب پرسید: تو که گفتی از دانشمندان نیستی؟ امام باقر (ع) فرمود : گفتم از نادانان نیستم . راهب ادامه داد : گفته اند هر چه از میوه ها و غذاهای بهشتی خورده شود ،چیزی از انها کم نمی شود . آیا این مساله در دنیا همانندی دارد ؟ اری ، هر گاه  از شعله ی یک چراغ هزاران چراغ دیگر روشن کنند چیزی از نور ان چراغ کاسته نمی شود .در این هنگام راهب از جای خود برخاست و به حاضران گفت :شما ،شخصی داناتر از من بع ایجا آوردید تا مرا رسوا سازید؟ به خدا سوگند تا این مرد در شام باشد ، من با شما سخنی نخواهم گفت. هر چه می خواهید از او بپرسید! شب هنگام همان راهب به حضور امام باقر ۹ع۰ رسید و پس از دیدن معجزاتی از پدرم ،اسلام آورد.

نوشته شده توسط جابر در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 8:37 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
business articles

کد آهنگ در موزیک رضا