ساربان آهسته ران کارام جانم میرود
وز غم و هجر حسین گویی که جانم می رود
جان که باشد بی حسین ، هرگز نباشد جان من
گوییا تنهای تنها در زمین با عشق رویی میرود
می رود شاید ببیند جای پای یار خویش
خوش دمی تنها نشیند با گل روی حسین
یا حسین تشنه لب ، دستم بگیر ای دلربا
این دل شیفته به عشقت ، وه چه غمگین میرود
بار الها من که تنها گشته ام اندر زمین
چون غریبم ، جان مولایم حسین ، دستم بگیر.
نوشته شده توسط جابر در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 4:47 بعد از ظهر | لینک ثابت |
