
در دلش قاصدکی بود خبر می آورد
دخترت داشت سر از کار تو در می آورد
همه عمرش به خزان بود ولی با این حال
اسمش این بود: نهالی که ثمر می آورد
غصه می خورد ولی یاد تو تسکینش بود
هر غمی داشت فقط نام پدر می آورد
او که می خواند تورا قافله ساکت می شد
عمه ناگه به میان حرف سفر می آورد
دختر واین همه غم! آه سرم درد گرفت
آن طرف یک نفر انگار که سر می آورد
قسمت این بود که او یک دفعه خاموش شود
آخر او داشت سر از کار تو در می آورد
اول از هر چیز جا داره از دوست عزیزو گرامی آقا جابر تشکر کنم
که به من فرصت دادتا ادای دین کنم
و هر از گاهی در ذکر مناقب اهلبیت در وبلاگ گنجهای معنوی قلم بزنم
اولین پستم را متبرک میکنم به نام ویاد امیر المومنین(ع)
که پیامبر رحمت(ص) بارها فرمودند
یاد علی (ع) خود عبادتیست بزرگ.
از ذکر علی مدد گرفتیم
آن چیز که میشود گرفتیم
در بوته ی آزمایش عشق
از نمره ی بیست صد گرفتیم
دیدیم که رایت علی سبز
معجون هدایت علی سبز
درچمبر آسمان آبی
خورشید ولایت علی سبز
از باده ی حق سیاه مستیم
اما زحمایت علی سبز
شیرین شکایت علی زرد
فرهاد حکایت علی سبز
دستار شهادت علی سرخ
لبخند رضایت علی سبز
در نامه ی ما سیاه رویان
امضای عنایت علی سبز
