به نام وجودی که وجودم
ز وجودش به وجود آمد
یا مقلب القلوب و الابصار
یا محول الحول و الاحوال
یا مدبر اللیل و النهار
حول حالنا الا احسن الحال
فرا رسید سال نو و طلیعه بهار رو خدمت شما دوستان
عزیز تبریک می گم
سالی سرشار از موفقیت را برای شما آرزومندم
ساده است اگر بهار
جنگلی سترگ را
برگ و بر دهد
یا پرنده را
ز شاخه ای به شاخه ای دگر سفر دهد
من در انتظار آن بهار گرم و بیقرار آفتابی ام،
می رسد،
مرا عبور می دهد ز روزهای سرد سخت
خاک را پرنده می کند
سنگ را درخت ...
"میلاد اولین معصوم ، پیامبر رحمت ،
حضرت محمد مصطفی
(صلی الله علیه و آله وسلم)
بر شما مبارک.
(به روایت اهل سنت)


نوحه سامرا و کربلا ویژه شهادت امام حسن عسکری (ع)
نوحه غریب آقا ویژه شهادت امام حسن عسکری (ع)
ــــــــــــــــ
شهادت جان سوز ابو محمد حسن بن علی
یازدهمین امام شیعیان،سیزدهمین
معصوم ،امام حسن عسکری
(علیه السلام)
را به ساحت مقدس آقا
امام زمان (عج) و به
شما دوستان گرامی تسلیت عرض میکنم.
سلام دوست عزیز:اگر آیه شریفه ی مورد نظرتون در وبلاگ گنجهای معنوی
وجود نداشت، به بنده اطلاع بدین ،تا در اسرع وقت براتون بزارم.
با تشکر (جابر)
قــَالَ یَا بـُنـَیَّ لـَا تـَقصـُص رُءیـَاکَ عـَلـَی اِخوَتـِکَ فـَیـَکـِیدُوا لـَکَ
کـَیداً اِنَّ الشــَّیطـَانَ لـِلا ِنسـَان ِعـَدُوُّ مـُّبـِینٌ(۵)
معنی:(یعقوب) گفت:ای پسر کوچکم !خوابت را برای برادرانت بازگو مکن
،که برایت نقشه ای (خطرناک ) میکشند. همانا شیطان، برای انسان دشمنی
آشکار است.
"پیــــــــامها"
۱)فرزندان را با مهربانی مورد خطاب قرار دهید.
۲)پدر و مادر بایستی رابطه صمیمانه با فرزندان داشته باشند تا فرزندان
بتوانند سخن خود را با انها مطرح کنند
۳)خطر حسادت در محیط خانه و جامعه را به فرزندان گوشزد کنیم.
۴) از کودکی و در خانواده ،راز داری را به فرزندان بیاموزیم.
۵)دانسته ها و اطلاعات ، باید طبقه بندی شوند و اطلاعات محرمانه و
غیر محرمانه از هم جدا گردد .
۶) هر حرفی را به هر کسی نزنیم.
۷) کتمان فضایل به خاطر جلو گیری از حسادت ها ،کاری روا و لازم است .
۸) با پی بردن به استعداد یک فرزند ، آن را با سایر فرزندان مطرح نکنیم.
۹) در معرفی افراد تیز هوش و نابغه ، باید احتیاط کرد .
۱۰) اگر گاهی اوقات رویا ،قابل گفتن نیست ، پس بسیاری از دیده ها
در بیداری ، نیز نباید بازگو شود.
۱۱) زمینه حسادت را شعله ور نکنیم.
۱۲) آینده نگری ،صفتی ارزنده است.
۱۳) افشای اسرار و برخی اخبار ،تبعات بدی را به دنبال خواهد داشت .
۱۴) لازم است والدین ،از روحیا ت فرزندانشان نسبت به هم آگاه باشند تا بتوانند
به طور شایسته مدیریت داشته باشند.
۱۵) از کودکی ،شیطان را به کودکان معرفی و نقش آن را بیان نمایید .
مولا علی علیه السلام می فرمایند:
روزگار دو روز است: روزي از تو و روزي به زيان تو. در روزي كه از توست سركشي بنه و در روزي كه به زيان توست تن به شكيبايي ده.
مؤمن را سه ساعت است: ساعتي كه در آن با پروردگارش به راز و نياز است. ساعتي كه در آن زندگاني
خود را كارساز است و ساعتي كه در حلال و نيكو با لذت نفس دمساز است.
رحلت جان گداز اولین معصوم ،پیامبر رحمت ،
حضرت محمد مصطفی
(صلی الله علیه و اله وسلم) و شهادت
دومین امام شیعیان ،چهارمین
معصوم ،کریم اهل بیت ،حضرت امام
حسن مجتبی (علیه السلام) و
شهادت هشتمین اختر تابناک آسمان
امامت و ولایت ،ضامن آهو ،امام
رئوف،حضرت رضا (علیه السلام)
را به ساحت مقدس آقا امام زمان
(عج)،مهدی فاطمه و به شما
عزیزان تسلیت عرض میکنم.
از لبش خون میریزد
در آتش درد و غم
گوشه ی خانه
از ظلم بیگانگان
مثل شمع می سوزد
یا رضا ،یا رضا
غریب و دل شکسته
در حجره ی در بسته
اشک غربت افشانده گل فاطمه
نگاهش بر در مانده گل فاطمه
جواد خود را خوانده گل فاطمه
در بر کسی ندارد
تشنه لب جان سپارد
صبـــا بر و مدینه
بگو خواهرم آید از روی زمین بردارد سرم
که در این شب غریب است برادرت
دید چون نیست به جز قصه انیس دگرش
زهر یارش شد و بنشست کنار جگرش
عجب یاری،عجب یاری
یــــــــا امام رضا(ع)
"رحلت خاتم الانبیا،محمد رسول الله،تسلیت باد"
با سلام خدمت شما عزیزان ،رحلت پیامبر رحمت ، حضرت محمد (صلی الله و علیه و اله و سلم ) را به شما تسلیت میگویم.
خشم:
تا میتوانی خشمگین مشو،هر گاه خشم گرفتی لختی در قدرت کردگار اندیشه کن
ستایش:
هر گاه از تو ستایش شود بگو خدایا مرا بهتر ا زآنچه درباره ام گمان دارد قرار ده و آنچه را که درباره ای من هست و نمی دانند بیامرز و ببخش . مرا مسئول آنچه میگویند قرار ده.
خیر :
مگر خدا نیکی و خیر برای بنده اراده نماید ،نفس ،او را پند دهندش قرار دهد.
دشمن :
سخترین دشمن تو در میان دو پهلویت قرار گرفته و آن نفس اماره به بدی است.
مومن:
مومن کسی است که صبح و شامی برایش نمی گذرد مگر این که بر خویش گمان خطا میبرد.
ستیزه:
هر چند حق با تو باشد ،از ستیز کردن پرهیز کن.
پرهیزگار :
پرهیزگار ترین مردم کس است که حرف را بزند اگر چه به سود و زیان خودش باشد.
ازدواج :
ازدواج کنید تا روزی شما بیشتر گردد.
گناه:
بپرهیز از ارتکاب به گناه که خوبی ها را از بین میبرد.
تملق:
بروی متملقان خاک بپاشید.
نفس :
دلاور ترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود چیره شود.
مالک وجود :
نبرد کنید با خواهش های نفس تا مالک بر وجود خویش شوید .
رنجور :
دو کس همیشه بیمارند ،تندرستی که بپرهیزد و رنجوریکه از پرهیز کردن رو گرداند.
گناه :
بکوشید و سعی نمایید که بندگی کنید و هم چنان که از کار کردن ناتوان شدید از گناه کردن خودداری نمایید.
عیادت و مهمانی :
کسیکه دعوت کرد شما را به مهمانی اجابت کنید و بیمار را عیادت نمایید .
عیوب:
خوشا به حال کسی که عیب خود را می بیند و به عیب دیگران نمی نگرد .
حکومت :
هر ملتی شایستگی همان حکومتی را دارد که برآنها حکومت میکند.
برادر ی:
مسلمانان با یکدیگر برادرند باید بکوشندتا بی نیاز شوند.


در دلش قاصدکی بود خبر می آورد
دخترت داشت سر از کار تو در می آورد
همه عمرش به خزان بود ولی با این حال
اسمش این بود: نهالی که ثمر می آورد
غصه می خورد ولی یاد تو تسکینش بود
هر غمی داشت فقط نام پدر می آورد
او که می خواند تورا قافله ساکت می شد
عمه ناگه به میان حرف سفر می آورد
دختر واین همه غم! آه سرم درد گرفت
آن طرف یک نفر انگار که سر می آورد
قسمت این بود که او یک دفعه خاموش شود
آخر او داشت سر از کار تو در می آورد
"منــــــــــــــــــــــــــــاظره"
امام صادق (ع) میفرمایند:هنگامی که هشام من و پدرم را به شام تبعید کرده بود،روزی به میدان شهر رفتیم. جمعیت زیادی در انجا دیدیم.پدرم از یک نفر پرسید:"اینها چهه گسانی هستند و چرا در اینجا جمع شده اند؟" پاسخ داد :"اینها،کشیشهای مسیحی هستند که هر سال ،در چنین روزی به اینجا می آیند. آنگاه به زیارت راهب پیری که معبدش بالای آن کوه است میروند و پرسش های خودشان را از او می پرسند.
پدرم ، امام باقر (ع) هم سر و روی خود را با پارچه ای پوشاند تا شناخته نشود.سپس همراه مردم نزد زاهب پیر رفتیم و در گوشه ای نشستیم ،وقتی راهب آمد و در جایگاه خود نشست ، نگاهی به جمعیت انداخت،همه را زیر نظر گرفت و همین که چشمش به پدرم افتارد ،رو به ایشان کرد و پرسید: از ما هستی یا مسلمانی ؟ پاسخ شنید : مسلمان هستم. راهب پرسید :از دانشمندان هستی یا از نادانان ؟!پدرم پاسخ داد :از نادانان نیستم ! راهب بار دیگر پرسید :حالا من از تو سوال کنم ، یا تو از من سوال میکنی ؟پدرم فرمود: توبپرس! راهب با شگفتی زیاد رو به مسیحیان حاضر در آنجا کرد و گفت: براستی عجیب است که مردی از امت محمد اینگونه با صراحت و جرات سخن می گوید.راهب آنگاه نفس عمیقی کشید و افزود: حالا گوش کنید تا پرسش هایی برایش طرح کنم. به دنبال این سخن ،راهب رو پدرم کرد و پرسید: بگو ببینم کدام ساعت است که نه از شب به شمار میرود و نه از روز ؟ امام (ع) بی درنگ پاسخ داد : میان طلوع فجر و طلوع خورشید. راهب دوباره پرسید: این که میگویند اهل بهشت علی رغم خوردن و آشامیدن ادرار و مدفوع ندارند ،آیا در دنیا نظیری دارد ؟ پدر ،پاسخ داد : بله ، از کودکان در رحم مادر ، چیزی دفع نمی شود. راهب با حرکت سر ،سخن پدرم را تصدیق کرد و با تعجب پرسید: تو که گفتی از دانشمندان نیستی؟ امام باقر (ع) فرمود : گفتم از نادانان نیستم . راهب ادامه داد : گفته اند هر چه از میوه ها و غذاهای بهشتی خورده شود ،چیزی از انها کم نمی شود . آیا این مساله در دنیا همانندی دارد ؟ اری ، هر گاه از شعله ی یک چراغ هزاران چراغ دیگر روشن کنند چیزی از نور ان چراغ کاسته نمی شود .در این هنگام راهب از جای خود برخاست و به حاضران گفت :شما ،شخصی داناتر از من بع ایجا آوردید تا مرا رسوا سازید؟ به خدا سوگند تا این مرد در شام باشد ، من با شما سخنی نخواهم گفت. هر چه می خواهید از او بپرسید! شب هنگام همان راهب به حضور امام باقر ۹ع۰ رسید و پس از دیدن معجزاتی از پدرم ،اسلام آورد.
وز غم و هجر حسین گویی که جانم می رود
جان که باشد بی حسین ، هرگز نباشد جان من
گوییا تنهای تنها در زمین با عشق رویی میرود
می رود شاید ببیند جای پای یار خویش
خوش دمی تنها نشیند با گل روی حسین
یا حسین تشنه لب ، دستم بگیر ای دلربا
این دل شیفته به عشقت ، وه چه غمگین میرود
بار الها من که تنها گشته ام اندر زمین
چون غریبم ، جان مولایم حسین ، دستم بگیر.
اول از هر چیز جا داره از دوست عزیزو گرامی آقا جابر تشکر کنم
که به من فرصت دادتا ادای دین کنم
و هر از گاهی در ذکر مناقب اهلبیت در وبلاگ گنجهای معنوی قلم بزنم
اولین پستم را متبرک میکنم به نام ویاد امیر المومنین(ع)
که پیامبر رحمت(ص) بارها فرمودند
یاد علی (ع) خود عبادتیست بزرگ.
از ذکر علی مدد گرفتیم
آن چیز که میشود گرفتیم
در بوته ی آزمایش عشق
از نمره ی بیست صد گرفتیم
دیدیم که رایت علی سبز
معجون هدایت علی سبز
درچمبر آسمان آبی
خورشید ولایت علی سبز
از باده ی حق سیاه مستیم
اما زحمایت علی سبز
شیرین شکایت علی زرد
فرهاد حکایت علی سبز
دستار شهادت علی سرخ
لبخند رضایت علی سبز
در نامه ی ما سیاه رویان
امضای عنایت علی سبز
مولای من از کوفیان قطع نظر کن
کوفه میا عزم سفر جای دگر کن
مولای من جان رسول الله برگرد
دانم که در راهی ولی زین راه برگرد
اینان که بر لب نعره تکبیر دارند
جای وفا زیر عبا شمشیر دارند
ای یوسف من پا سر بازار مگذار
پا بر سر بازار این اشرار مگذار
اینجا متاع عاشقی را مشتری نیست
این فرقه را کاری به جز غارتگری نیست
تنها بیا اما میاور خواهرت را
تنها بخوابان آن سه ساله دخترت را
آیی اگر در کوفه میگردد به سیلی
مانند زهرا روی اطفال تو نیلی
و سلام بر حسین همو که یگانه کاخی بلند بر قله رفیع آزادگی بنیان نهاد
ایام سوگواری حضرتش را تسلیت می گوییم
ان شا الله با عنایت حضرت سید الشهدا در این ماه بیشتر به روز خواهیم کرد.
جذابیت،راستگویی،بخشندگی،گشاده رویی،خوش برخوردی با مومنان و دوستان،مصافحه {دست دادن} با یاران،عیادت بیماران،دستگیری از نیازمندان،تشییع جنازه ی مومنان اشتغال به کار کشاورزی ،اخلاق خوب،فظیلت و پاکی ،وقار و شکوه،نیکی های انبوه ،داشتن سیرت و صورت ستوده ،برخورداری از دانش و تقوا،و....... حضرت باقر (ع)را از دیگران متمایز می ساخت.
آن بزرگوار هر موقع می خندید ،می فرمود:
"خداوندا!بر من خشم مگیر!"
این شهر آشوب در کتاب مناقب در باره ی امام باقر (ع) می نویسد:
"او راستگو ترین،گشاده رو ترین و بخشنده ترین مردمان به شمار می رفت.در میان اهل بیت از کمترین ثروت برخوردار بود،در حالی که بیشترین هزینه را داشت.روزهای جمعه یک دینار صدقه می داد و می فرمود :"به خاطر فضیلتی که روز جمعه دارد ،ثواب صدقه در این روز دو برابر می شود".هنگامی که پیش آمد غم انگیزی به ایشان روی می آورد،زنان و کودکان را فرا می خواند،سپس دعا میکرد و از آنان میخواست که آمین بگویند.در همه حال ذکر خدا را بر لب داشت و پیوسته فرزندان خویش را به تلاوت قرآن و گفتن ذکر ،سفارش می کرد".
"آیه شریفه ی 4"
"اِذ قـَالَ یُوسُفُ لِا َبـِیهِ یـَا ا َبَتِ اِنـِّی رَا َیتُ ا َحَدَعَشَرَ
کَوکَباً وَ الشَّمسَ وَ القـَمَرَ رَا َیتُهُم لِی سَاجِدِینَ"
معنـــــــــــــــــــــــــــی:
آنگاه که یوسف به پدر خویش گفت:ای پدر!همانا من
(در خواب) یازده ستاره با خورشید و ماه دیدم ،آنها
را در برابر خود سجده کنان دیدم .
پیــــــــــــــــــــــــــــــــــام ها:
1)پدران و مادران،معمولاً بهترین مرجع برای حل
مشکلات فرزندان هستند.
2)پدران و فرزندان در خطاب به یکدیگر ،از واژه هایی
که نشانه ی صمیمیت،رحمتو شفقت است،استفاده کنند.
3)والدین به خواب هایی که فرزندان برای آنها نقل می
کنند ،توجه کنند .
4)گاهی رویا و خواب دیدن ،یکی از راههای دریافت
حقایق است.
5)در خواب و رویا، اشیا، نماد حقایقی می شوند .(مثلا
خورشید نشانه پدر ،ماه تعبیر از مادر و ستارگان نشانه
برادران)
6)رویای اولیای خدا ،واقع نما است.
7)انسان های برگزیده ،به مقامی میرسند که قبله گاه
دیگر انسا نها میشوند.
8)گاهی در نوجوان،استعدادی هست که بزرگتر ها را به
تواضع وا می دارد .
9)شروع داستان با رویا و پایان آن با تعبیر شدن آن
رویا،از بهترین روشها برای نوشتن داستان و سناریو
است.
(3)نـَحنُ نَقـُصُّ عَلـَیکَ اَحسَنَ القـَصـَص ِ بِمـَا اَوحـَینـَا اِلـَیکَ هـَذ َا
اَلقـُرءَانَ وَ اِن کـُنتَ مِن قـَبلـِهِ لـَمِنَ الغـَا فِلـِینَ
معنــــــــــــــــــــــــــی:
ما با این قرآن که به تو وحـــــــی کردیم بهترین داستان را به تو بازگو
می کنیم،در حالی که تو پیش از آن،از بی خبران بودی.
پیـــــــــــــــــــــــــــــــــــامها:
1)در داستانهای قرآن، قصه گو خداوند است .نا گفته پیداست که هر چه قصه
گو و نویسنده آن ،معتبر تر و مطمئن تر باشد ،اثر کلامش بیشتر جواهد شد.
2)از نظر روانی و تربیتی ،برای تاثیر بهتر ،باید مقدمه چینی کرد .(قرآن قبل
از شروع قصه ، مقدمه چینی می کند که می خواهم قصه بگویم ،آن هم
بهترین قصه تا در انسان انگیزه شنیدن . خواندن را تقویت کند).
3)بهترین داستان،آن است که بر اساس وحی باشد.
4)پیامبر (ص)قبل از نزول وحی ،نسبت به سر گذشت یوسف بی خبر و نا
آشنا بود.
5)قرآن ،برطرف کننده ی غفلت ها و بی خبری هاست.
(بسم الله الرحمن الرحیم)
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
(1) الر تِلکَ ءَایـَا تُ الکِتـَابِ المُبـِین ِ
الف لام را. آن است آیات کتاب روشنگر
(2) اِنّـَا اَنزَلنـَاهُ قــُرءَاناً عَرَبـِیـّاً لـَعَـلّـَکُم تـَعقـِلـُونَ
همانا ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم،باشد که بیاند یشید.
پیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام ها:
1)قرآن از همین حروف الفبا (الف،لام،را،...)تالیف یافته . اگر
میتوانید شما هم از این حروف ،کتابی مثل قرآن بیاورید.آری انسان از
خاک میتواند خشت و آجر و کوزه بسازد ،ولی فدرت الهی از خاک
صد ها نوع برگ و گل میوه با رنگ ها و مزه های مختلف میسازد
،همچنین انسان از حروف الفبا کلماتی عادی می سازد،ولی خداون از
همین حروف ،قرآنی میسازد که نه تنها در هر صفحه آن بلکه در هر
سطر و کلمه و حرف آن نکاتی نهفته است.
2)نزول قرآن به زبان عربی ا زیک سو و فرمان تدبر در آن از سوی
دیگر ،نشانه ی آن است که مسلمانان باید با زبان عربی آشنا شوند.
3)قرآن، تنها برای تلاوت و تبرک نیست،بلکه وسیله تعقل و رشد بشر
است.
4)نوشته ها باید روشن و روشنگر ،هدفدار و هدایتگر باشد.
حضرت صادق اگر ساقی نبود
یک نشان از شیعگی باقی نبود
فقه شمشیر امام صادق است
هر که بی شمشیر شد نالایق است
فای فیض وقاف قرب و های هو
می دهد بر اهل تقوا آبرو
تزکیه قبل از تعلم واجب است

